ذاکر عاشورایی free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
![]()
حكومت عبيدالله بن زياد
عبيدالله در سال 54 هجرى قمري از طرف معاويه به حكومت
خراسان گمارده شد و با عبور از رود جيحون كه براي نخستين
بار از سوي عربها انجام ميگرفت، توانست مناطقى چون
«راميثن»، «رامدين»، «نسف» و «بيكند» از شهرهاي بخارا
را تصرف كند و ملكه ثروتمند بخارا و لشكريان ترك را عقب
براند. ولايت او بر خراسان چندان به درازا نكشيد و در سال
56 يا 57 قمري به جاي «عبدالله ابن عمرو بن غيلان» از
سوي معاويه به امارت بصره منصوب شد.
ابن زياد در حكومت بصره، خاصه در 58 قمري با شورش خوارج
روبهرو شد و با خشونت شگفتانگيزي آنان را سركوب كرد
و بسياري را به قتل رساند. پس از مرگ معاويه در سال 60
قمري ابن زياد همچنان در حكومت بصره ماند و يزيد بن معاويه
كه از وي دلخوش نبود و كوشيد او را عزل كند، ولي وقتي
با مخالفت شديد حسينبنعلى(ع) با خود و ورود مسلم بن
عقيل به كوفه براي بيعت گرفتن از كوفيان روبهرو شد به
پيشنهاد يكى از مشاورين خود ابن زياد را نه تنها بر حكومت
بصره ابقا كرد، بلكه كوفه را نيز به قلمرو او افزود تا مسلم بن
عقيل را گرفته و به قتل رساند. گفتهاند كه معاويه خود قبل
از مرگ، حكومت كوفه را نيز به ابن زياد داده بود.
ادامه دارد.............
![]()
همراهان عاشورایی اربعین اربابتان بر شما تسلیت
ساده و مختصر از مفاتیح نوشتم تا بخوانید
![]()
روز بيستم روز اربعين و به قول شَيْخَيْن روز رُجُوع حرم امام حسين
عليه السلام است از شام به مدينه و روز وُرُود جابربن عبدالله
انصارى است به كربلا بجهت زيارت امام حسين عليه السلام و
او اوّل زائر آن حضرت است و زيارت آن حضرت در اين روز مستحب
است و از حضرت عسكرى عليه السلام روايت شده كه فرمود
علامات مؤ من پنج چيز است پنجاه و يك ركعت نماز فريضه و
نافله در شب و روز گذاردن و زيارت اربعين كردن و انگشتر بر
دست راست كردن و جَبين را در سجده بر خاك گذاشتن و
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ را بلند گفتن و شيخ در تهذيب و
مصباح زيارت مخصوصه اين روز را از حضرت صادق عليه السلام
نقل كرده و ما انشاءَالله آن را در باب زيارات مفاتیح بخوانید.
![]()
توجه:
همراهان عاشورایی معرفی شخصیت عبید الله بن زیاد لعین در قسمتهای بعدی منتشر خواهد شد و ادامه دارد
![]()
فعاليتهاي سياسي عبيدالله بن زياد
از فعاليتهاي سياسى عبيدالله بن زياد در اوايل جوانى اطلاع چنداني
در دست نيست، اما به نظر مىرسد كه در قلمرو پدرش «زيادبنابيه»
والى كوفه و بصره از امور حكومتى دور نبوده است. پدر عبيدالله در
سال 53 هجري قمري درگذشت و از وي چند فرزند باقي ماند كه
همه آنها به خدمت خلفاي اموي درآمدند.
او چندين ناحيه از ماوراءالنهر را فتح و تسخير كرد و در سال 56 از
آنجا عزل و به حكمرانى بصره منصوب شد. پس از مرگ معاويه و
روى كار آمدن يزيد و حركت مسلم بن عقيل به سوي كوفه، ابنزياد
براي كنترل اوضاع به عنوان والي كوفه منصوب شد.
ادامه دارد
![]()
![]()
«عبيداللهبن زياد» والي كوفه كه به قدرت نظامي و برق شمشير سربازانش مينازيد، با آلوده
کردن دستهاي خود به خون بهترين بندگان خدا تا قيامت مورد لعن شيعيان حسينبنعلي (ع)
قرار گرفت قصد دارم از امروز سرنوشت و زندگی این ملعون را برایتان مرور نمایم امیدوارم مورد استفاده شما عاشوراییان قرار بگیرد.
عبيدالله فرزند كنيزكي به نام مرجانه است. برخي او را به طعنه
به مادرش نسبت داده و ابن مرجانه ناميدهاند. وي را «زيادبنابيه»
نيز خواندهاند، چرا كه به علت ارتباط فراوان مردان با مادرش،
كسى نتوانست نسب و نام پدر او را مشخص كند. معاويه
براي پاك كردن اين ننگ از ابن زياد، او را «زيادبنابىسفيان»
خطاب كرد، اما اقبال و استقبال عموم از نام خانوادگي او
صورت نگرفت و باز هم او را زياد بن ابيه مىناميدند.
![]()
![]()
|
شهادت حضرت رقیه س تسلیت
|
![]() بادرخشیدن حضرت رقیه (س) در سال 57 هجری قمری. خانه امام حسین
(ع) وام اسحق گرمای تازه ای یافت. حضرت رقیه (س) در اوان کودکی مادر
را از دست داد و دردامان عمه اش حضرت زینب (س) تربیت شد. در سال 60
هجری قمری. حضرت رقیه (س) به همراه کاروان راهی کربلا گردید. گویند
در روز عاشورا. هنگام وداع حضرت امام حسین (ع) با اهل بیت. حضرت رقیه
(س) خواب بود وپدر را ندید. از این روبارها از عمه اش زینب (س) سراغ پدر را
می گرفت. پس از واقعه جانسوز عاشورا. کاروان اسرا به همراه سرهای
مطهر شهدا ابتدا به کوفه و سپس به شام حرکت کرد. پس از ورود اهل بیت
امام حسین (ع) به شام. آنها را درخرابه ای نزدیک کاخ یزید ملعون جای
دادند. سختی های بسیار خرابه شام حضرت رقیه (س) را به شدت آزرده
بود و یکسره بهانه پدر را می گرفت. یزید ملعون دستور داد سر پدر را برای او
ببرند. حضرت رقیه (س) سر پدر را به دامان گرفت و درد دلها با سر بریده پدر
کرد و سرانجام جان به جان آفرین تسلیم نمود و در همانجا غریبانه به خاک
سپرده شد. به راستی تصور این مصیبت که کودکی تنها با 3 سال سن با
غم بی مادری و فراق بابا وتحمل آن همه مصیبت جانگداز. باز هم مورد آزار
و اذیت قرار می گیرد قلب هر موجود با احساسی را به درد می آورد. امروزه
مرقد مطهر این نازدانه ابا عبدالله الحسین (ع) در شهر شام در سوریه به
صورت بارگاهی عظیم وآبرومندی برای زیارت مشتاقان اهل بیت پیامبر (ص)
درآمده است و همه روزه هزاران نفر عاشق به کوری چشم دشمنان. آن
عزیز را زیارت میکنند. |
![]()
![]()
میبینیم. مسأله را به دو گونه میتوان تفسیر کرد. ممکن است او به دلیل
روحیهی فرصتطلبی خویش، وضعیت را چنان دیده که با امام حسن(ع)
بیعت کند و به لشکر او در آید. همچنین ممکن است وی از نیروهای نفوذی
ستون پنجم معاویه در لشکر امام بوده است که جز کارشکنی، سودی برای
امام نداشتند. «محمد جواد مغنیه» مینویسد: «بسیاری از افرادی که در
قتل امام حسین(ع) شرکت داشتند، در زمان امام حسن(ع) در رکاب او بودند
و پیش از صلح، مایهی از هم پاشیدگی لشکر او شدند. از آن جمله، شمر بن ذیالجوشن
است».(الشیعه و الحاکمون، ص ۶۲.)
یکی دیگر از تلاشهای سیاسی شمر در این دوران، شرکت در توطئهی
قتل «حجر بن عدی» است. شمر از جمله کسانی بود که علیه او شهادت
دروغ داد و مقدمات قتل این صحابی بزرگ علی(ع) را فراهم کرد

![]()
![]()
پایان جنگ صفین، آغاز انحراف گروهی به ظاهر مسلمان،
به نام خوارج بود. هستههای نخسیتن این گروه منحرف
که به «خوارج نهروان» و «مارقین» معروف بودند، در زمان
پیامبر(ص) برچیده شد، ولی در زمان امیرالمؤمنین
علی(ع) با شعار «لا حکم الا لله» به مرحلهی ظهور
رسید. نام بعضی از سران و افرادی که از اعضای این
جنبش بودند، در مصادر تاریخی به ثبت رسیده است،
ولی نگارنده در هیچ یک از این مصادر، نام شمر بن
ذیالجوشن را در شمار این افراد دیده نشده است.
تنها «شیخ یاسین» درکتاب ارزشمند «صلح الحسن(ع)»
چنین نگاشته است: سرکردگان خوارج در کوفه عبارت
بودند: از عبدالله بن وهب الراسبی، شیث بن ربعی، عبدالله
بن الکواء، الاشعث بن قیس و شمر بن ذیالجوشن.
(صلح الحسین، صص ۶۰ و ۷۰. )
نویسندهی «هدایه الکبری» در روایتی از امام حسن مجتبی(ع)
چنین نقل میکند: حسن بن علی(ع) هنگام وفات
به برادرش حسین(ع) فرمود: «همانا پدرم علی(ع)
پس از جنگ صفین در خطبهای، خبر شهادت من و تو
را به مردم داد. اشعث بن قیس، پدر جعده ـ قاتل امام حسن(ع)
ـ که درمجلس بود، برخاست و گفت: اخباری را میگویی
که رسول خدا(ص) نیز آن را ادعا نکرده است. این علوم
را از کجا به دست آوردهای؟ پدرم پاسخ داد: ای آتش بیار معرکه!
همانا پسرت، محمد بن اشعث نیز از قاتلان حسین
است. به خدا سوگند! شمر بن ذیالجوشن و شبث بن ربعی
و زبیدی و عمرو بن حریث نیز از آنان هستند.(هدایهالکبری، ص ۱۸۴. )
آن حضرت، در این خطبه، شماری از خوارج را نام برده و شمر
را نیز در ردیفآنان آورده است. شاید مقصود ایشان این بوده
است که گوید شما خوارج که ادعای دینداری دارید، کسانی
هستید که فرزند دختر رسول خدا(ص) راخواهید کشت.
او در شمار اطرافیان معاویه شد. «شیخ مفید» در
کتاب شریف «الاختصاص»آورده است: «معاویه، نامهای
برای امیرالمؤمنین علی(ع) فرستاد. حضرت نیز پاسخ آن
نامه را نوشت و به دست «طرماح بن عدی طایی» به دمشق
فرستاد. وی پس از آن که به شام رسید، پرسید: فرماندهان معاویه
کجایند؟ به او پاسخ دادند: کدامشان را میخواهی؟
گفت: ابوالاعور اسلمیو عمرو عاص و شمر بن ذیالجوشن
و هدی بن محمد بن اشعث کندی رامیخواهم.(الاختصاص، ص ۱۳۹؛ بحارالانوار، ج ۳۳، ص ۲۸۶. )
در این خبر، شمر با صراحت در شمار دست اندرکاران لشکر معاویه قرار
گرفته است و این خود، گواهی روشن بر روحیهی فرصتطلبی
اوست. پس از این دوران، شمر با روی آوردن به امویان،
به طور آشکار در صف مخالفان خاندان عصمت و طهارت(ع) قرار گرفت
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

دوستان عاشوراییم با قلبی آکنده
از غم و اندوه مصیبت عظمی ارتحال غم بار فقیه شجاع و مبارز ، شیخ الفقها والمجتهدین ، عارف بالله ، وصی آیت الله بهجت مرجع عزیزم:
حضرت آیت الله العظمی حاج آقا علی صافی گلپایگانی رضوان الله ![]()
علیه را به محضر مبارک امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و شما عاشوراییان تسلیت می گوییم
او اعلمترین مرجع جهان تشیع بود او کسی بود که آیت الله بهجت او را وصی فقهی خود معرفی کرده بود و بر اعلمیت ایشان حتی از خوش نیز تاکید میکرد مرجعی به تمام معنا فقه و مهدوی بود هیچ یک از مراجع کنونی به اعلمیت او نمی رسند حال در یک سال دو عارف بالله را که بی تردید رابطه ایی خاص با مولا امام عصر عج داشتند از دست دادیم.آیت الله بهجت ابتدای سال و امروز هم علی آقا رفت وا مصیبتا زمین از وجودش خالی شد و به آسمان پرواز نمود
شادی روحش حمد و سوره قرائت بفرمایید![]()
اینک من ماندم و دنیایی پر فریب
دوباره داغ مرگ پدر و مادرم را حس کردم و..........................................

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
حضور در جنگ صفین
شمر در این جنگ حاضر بود و در شمار شیعیان لشکریان امام، شجاعت از
خود نشان داد. او در این جنگ به دلیل درگیری با «ادهم بن محرز باهلی»،
به سختی مجروح شد، به گونهای که شمشیر، استخوان پیشانی وی را
شکافت. شمر نیز به عنوان انتقام، نیزهای به او زد و او را از اسب به زیر
افکند. با این حال ادهم با کمک شامیان از مرگ رهایی یافت. پس از جنگ
صفین، ادهم در محلی به نام «اُذرج» با دوستانش از دلاوریها و
شجاعتهایی سخن میگفت که در صفین انجام داده بود. وی از دوستان
خود پرسید: آیا شما شمر بن ذیالجوشن را میشناسید؟ آنان پاسخ
گفتند: آری، او را میشناسیم. ادهم گفت: آیا به تازگی، با او دیدار داشته و
اثر ضربهی شمشیر را بر چهرهی او دیدهاید؟ «عبدالله بن کبار نهدی» و
«سعید بن حازم سلونی» در پاسخ گفتند: آری، ما زخمی را که بر پیشانی
اوست، دیدهایم. ادهم با افتخار گفت: به خدا سوگند! آن ضربهی مهلک را
من در نبرد صفین بر او وارد آوردم و زخم را بر صورتش نقش کردم
سفینه البحار، ماده شمر؛ تاریخ الطبری، ج ۵، ص ۲۸؛ الکامل، ج ۲، ص ۳۷۷؛ شرح نهج البلاغه ابن ابیالحدید، ج ۵، ص ۲۱۳.
![]()
سلام دوستان عاشوراییم
حوادث اخیر در ایران و تغییر چهره ها باعث شد تاریخ عاشورایی را ورق بزنم و به داستان و زندگی شمر
برسم سرگذشتی بسیار جالب و آموزنده است مشر از ابتدا جز اصحاب مولا علی ع بود اما بعد جز
قاتلیت اصلی فرزند مولا علی ع شد این سرگذشت را بصورت کوتاه در پستهای جدید مینویسم و
حتما آن را بخوانید
![]()
سرگذشت شمر بن ذی الجوشن قسمت اول
مروری گذرا بر زندگی شمر گویای روحیهی جاه طلبی و فرصتطلبی اوست. به دلیل همین روحیه، وی
همواره در عرصههای گوناگون تاریخ اسلام حاضر بود. به ویژه آن جا که نام و مسألهی نان و جاه در میان
بوده، حضور شمر آشکارتر است. در تاریخ زندگانی او، نشانههایی از مبارزههای بیباکانهی وی به چشم
میخورد. این پیشینه به گونهای است که در جنگ با سید الشهدا، امیری یک لشکر چهار هزار نفری
به او سپرده میشود. دوران خلفای راشدین شمر در دوران حکومت ابوبکر نقش چندانی نداشت؛ زیرا هر
چند او را از اصحاب رسول خدا(ص) بدانیم، در این دوران، سن چندانی نداشته است تا بتواند نقش مهم
و سرنوشتسازی بر عهده بگیرد. در دوران عمر و ابوبکر نیز نامی از شمر در تاریخ ثبت نشده است. با
کشته شدن عثمان در سال ۳۵ هجری علی بن ابیطالب(ع) به خلافت برگزیده شد. آن حضرت، کوفه را
به عنوان پایتخت حکومت خویش برگزید و در آن جا رحل اقامت افکند. با آمدن خلیفه به کوفه، شمر که از
سران و بزرگان کوفه به شمار میآمد، نزد حضرت رفت و در جنگها و درگیریها در رکاب علی(ع) بود.
![]()
مراقب دینتان باشید